نارضایتی از نگار، نارضایتی شدید
00:41 1405/5/23 - نگار
هر چقدر تیر ماه، دختر زبر و زرنگی بودم. مرداد با تنبلی و به بطالت گذشت. جز هندل کردن ماجراهای خانوادگی، سایر ابعاد زندگی م رو کاملاً رها کردم. از اول مرداد فکر کنم حتی یک خط زبان هم نخوندم! کارای دانشگاهی هیچ! فقط به ندرت کتاب مرتبط خوندم.افتضضضضاح بودم، افتضاح. من یک روتین های شخصی و ساده برای عبادت کردن و به گفتگو پرداختن با خداجون هم دارم، به اون هم نپرداختم و بابت این یکی حسم از همه بدتره. خیلی ناراضیام خلاصه، خیلی. تصمیمم اینه مابقی اندکی که از ماه مونده رو نجات بدم. شما هم برام دعا کنید.